نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

مشخصات بلاگ
نوای دوست...

این وبلاگی است غیر سیاسی که حاوی مطالبی در مورد خداشناسی است. همچنین نواهایی از موسیقی عرفانی و تنبور. مطالبی که در اینجا نوشته میشود حاصل مطالعات و نتیجه گیری های من میباشد و خواننده عزیز میتواند بجز احادیثی که از معصومین (ع) آورده ام را رد کند.

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان


دکتر علی شریعتی در جمله ای زیبا گفته است: درد انسان متعالی عشق و تنهاییست.

گابریل گارسیا مارکز نیز گفته است: انسان همیشه اسیر عشق و تنهایی خویش است.

داستانهای واقعی نوشته کیوان پورجبار تقدیم میشود به کسانی که میخواهند عشق و تنهایی را درک کنند.این کتاب با سبکی خاص نگارش شده که خواننده را به دنبال واقعه ها میکشاند.بی شک کل کتاب را در یک روز خواهید خواندو مطمئن باشید آن را امانت نخواهید داد.

قیمت این کتاب صدوده صفحه ای ارزشمند هفت هزار و پانصد تومان است و در تبریز درب منزل تحویل میگردد.ارزانترین و با ارزشترین هدیه برای اهل فرهنگ و هنر در مناسبتهای مختلف.قابل فروش برای کتابفروشیها و مراکز فرهنگی با تیراژ بالا و قیمت مناسب.

جهت سفارش با شماره 09144065304 تماس بگیرید.

  • پیمان پورجبار

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان! به نیکی خوهم دعای سیف

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

  • پیمان پورجبار

ای کاش دینمان را حکومت حفظ نمیکرد.. و ای کاش اسلام ما هم مثل سنی ها اسلام حکومتی نمیشد بلکه مثل دین علی (ع) اسلامی آزاد و مبارز میبود.. کاش بزرگان کشور از امر به معروف و نهی از منکر نمیترسیدند و با چنگ و دندان از میز ریاست خود دفاع نمیکردند.اسلام الهی به دینی مصلحتی تبدیل شد که همه چیز آن به مصلحت برمیگردد.. کاش اصلا" تشخیص مصلحت نظام وجود نداشت! مگر آقاسید روح الله خمینی نمیگفت سیاست ما دین ما و دین ما سیاست ماست؟ پس چطور در جامعه افرادی را به خاطر اینکه فقط دیندار هستند و از سیاست سردرنمی آورند کنار میگذارند؟

کاش اسلام را به چیزی تبدیل نمیکردیم که به نام شیعه علی (ع) درونمان خودمان را بسوزاند و بیرونمان دیگران را. و ای کاش زمانی فرا میرسید که در این کشور با آنهمه خونهای ریخته شده در راه اسلام لا اقل بدون در نظر گرفتن دین همه قانون را رعایت میکردند و همه در برابر قانون مساوی بودند.

  • پیمان پورجبار

همه ادیان الهی در زمان خودشان ابتدا برای آزادی انسان از دست مستکبرین و خودخواهان به ظهور رسیدند و سپس همراه این آموزه های دینی تعالیم یکتاپرستی وعقیدتی هم برای پرستش خداوند و خلوت کردن با او به صورت دعا و نماز در هر دین الهی وجود داشت.در اسلام هم ابتدا افراد و گروه ها برای نجات زندگی خود از دست خودخواهی زورگویان ثروتمند و اجرای عدالت به اسلام روی آوردند.مردم مشکلات زندگی خود را با اسلام حل میکردند حتی اگر شخصی مسلمان نبود در اجتماع اسلامی حضرت پیامبر (ص) میدانست که عدالت اجرا میشود.چون اسلام راه و روش زندگی بود.

اما در زمانه ما این معنی کاملا" از بین رفته است.به ما اینطور القا میشود که اسلام برای آخرت است! کاری به دنیا نداشته باشید فقط فرایض اسلامی خود را به جا بیاورید وبه چیزی اعتراض نکنید به چند دلیل: اول اینکه خدا خودش میداند دارد چه کار میکند و چه حقی را به چه کسی میدهد! دوم اینکه ما که نمیدانیم فلان کس پیش خدا چه جایگاهی دارد پس کار به کارش نداشته باشیم و گناهش را جمع نکنیم! سوم اینکه خدا صابران را دوست دارد ( حتی اگر خاک بر سرشان کنند و ایشان صبر کنند!) وچهارم اینکه ظهور نزدیک است! 

تنها چیزی که اصلا" انتظاری نداریم با تکیه بر آن مشکلات عدالتی در جامعه حل شود اسلام است.خودمان اجازه داده ایم عده ای برای خود القاب وجایگاه هایی رفیع انتخاب کنند و بعد با چند خرافه دینی خود را مقدس کرده اند و هیچکس را توان مقابله با اعمال خلاف "قانون" ایشان نیست چه اینکه اگر هم خود شخص را مورد سئوال قرار دهند با القاب دینی و جایگاه مقدسشان چه کنند؟! 

اسلام واقعی دین اخلاق و مشارکت و اعتراض به بی قانونی و مبارزه با ستم و ستمکار بوده و هست.چیزی عوض نشده فقط ما عوض شده ایم.اولین شاخص در جامعه اسلامی عدل و قانون است که باید در همه امور دیده شود.در زمانه کنونی حتی کسانی که خود را مذهبی میپندارند هم پیروی اشخاص شده اند تا پیروی راه حقیقت و خداوند.برای هر عمل غیر انسانی هم یک کلاه شرعی درست میکنند.و این روند چنان ادامه دارد که جوانان امروزی کم کم به این نتیجه میرسند که اسلام دیگر جایگاهی ندارد و البته درست است مسلمانی از این نوع به درد اجتماع نیخورد.به قول مرحوم دکتر شریعتی " دین اگر در این دنیا به کار نیاید در آخرت اصلا" به کار نمی آید".

  • پیمان پورجبار

خیلی وقتها انسانها برای یافتن راه سلوک معنوی به دنبال اشخاص و یا اعمالی میروند که نهایتا" با وجود تلاش بسیار به آن درجه معنوی دلخواه نمیرسند.(دل خبر میدهد از سر درون).هرچند ممکن است از لحاظ دید دنیوی مردم شخص فردی فوق العاده به نظر برسد.غافل از اینکه خداوند متعال دستور را بسیار ساده تر از اینها بیان فرموده.در جایی دورتر شاید کشاورزی بیسواد با اعتقاد به کلمه الله اکبر و لا اله الاالله با درست کردن اعمالش و کمک به مردم و محبت کردن و مفید بودن و اجرای اوامر الهی مثل نماز و روزه و انفاق و غیره به درجه معنوی بالایی برسد که دور از ذهن باشد.گاهی اوقات راه بسیار ساده است اما تکاپوی بودن انسان در کوره راه ها به دنبال گمگشته اش میگردد.این درجات بعداز تولد دوباره درجهان خلقت مکشوف میشود وچه خوب فرموده اند معصومین (ع) که قیامت روز حسرت خوردن است. 

  • پیمان پورجبار

میدانم منطقی نیست اگر تصور کنم امشب که خوابیدم فردا را هم خواهم دید چون آنطور که دریافتم مرگ ناگهانی ترین موضوعیست که فراری هم از آن نیست.خدایا خودت میدانی که از وقتی حسین (ع) را شناختم هرسال برایش اشک ریختم و میدانم که شناخت او به اشک ریختنش ختم نمیشود.میدانی که به مال اندوزان دنیاپرست  تا به حال روی خوش نشان نداده ام و میدانی که تا توانسته ام سعی کرده ام انسانی باشم ظلم ستیز تا بلکه خود را شبیه پیروان حسین (ع) بنمایم.قلبم امانتی است که آن را فقط برای تو نگه داشته ام...تا روزی که زندگی ام تمام شود نه صالح و عابد بلکه رستگار و رها از دنیا بروم.

  • پیمان پورجبار

سلام خدمت خوانندگان عزیز.اگر درددلم را برای شما باز کنم خیلی حرف دارم.من با این جوانان امروزی خیلی سروکار داشته و دارم.اینها هدف را درست انتخاب کرده اند اما راه رسیدنشان چنان غلط است که ایشان را به سرانجام نمیرساند.فضای فهم ما را اینطور طراحی کرده اند که ابتدا میگویند مثلا امام معصوم نیست.میگیم باشه شاید معصوم نباشه.بعد میگن احتمالا امام علی حق حکومت و جانشینی نداشت.این رو هم میگیم بله درست میفرمایید شاید اینطور باشه... بعد کم کم میگن اصلا برید تاریخ بخونین میبینین امام علی یک جانی خلافکار بوده! و کم کم این استدلالها میرسه به خود شخص پیغمبر که عیاش بوده و ستمگر بوده و قرآن را خودش گفته و ... و در نهایت با دوسه تا دلیل علمی و مثلا منطقی میگن اصلا مهبانگ خودش باعث به وجود آمدن اتفاقی انسان و کائنات شده!بعد چند تا چاشنی حکومتی و سیاسی هم قاطیش میکنند که مثلا فلان روحانی مسلمان هست ببین چه کلاهی سر مردم میذاره یا چه دروغهایی میبافه و...

از طرف دیگه هم علمای شیعه انقدر بی غیرت شدن که همش مشغول بافتن حدیث و حکایت و روایت خرافاتی هستند تا به خورد جوانان بدبخت فلک زده بدن تا مثلا دین را یک چیز فوق العاده نشون بدن...  تریاک خماری دینی از طرف علما و بیداد بی دینی از طرف مقابل...در این بازار مکاره دیگر مجالی برای ابراز وجود دین محمدی باقی نمیمونه.

جوانان امروز ما به عوض تغییر مسیر مشغول خراب کردن راه درست هستند.به نظر شخصی من دقیقا همان کفر ابتدایی که در آغاز رشد یک دین الهی وجود داشت همین الان هم وجود دارد.یک راه را باید انتخاب کرد یا رحمانی و یا شیطانی... در اعتقاد اکثر جوانان یک بیخیالی رخنه کرده است.اما همیشه انتخاب واقعی راه درست در یک لحظه اتفاق می افته. و آن لحظه دقیقا" ارتباط دارد با ایمان قلبی...

  • پیمان پورجبار
خداوندا احساس را باروح من آمیختی, چگونه اسیر آن نباشم? من را در دنیای رنگارنگ مادی قرار دادی, چگونه اسیر مادیات نباشم? دور و برم پر از مردم گرگ صفت که در کمینند حقم را بخورند, چگونه اسیر حق الناس نباشم? اگر نورت برمن نتابد گمراهیم حتمیست.و میدانم بهشت قرب تو پاداش آن انسان آزادی است که اسیر نشود..
  • پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

شرم دارم با ترازوی کودک گرسنه ای وزن سیری ام را بکشم...

  • پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

کاش برمیگشتیم به دوران کودکی... آن زمان که عقلمان هنوز کامل نشده بود اما دل پاکی داشتیم. آن زمان که مادر از خدای مهربان برایمان میگفت... و ما از ثواب کردن برداشتی متفاوت داشتیم.وقتی به امامزاده میرفتیم میدانستیم آنجا آدم خوبی خوابیده که خدا دوستش دارد...کاش باز بوی شکر سوخته و وانیل حسرت پشمک را به دلمان میگذاشت.. به ما میگفتند خدا دروغگو را دوست ندارد.اگر نان میخوری به دوستت هم بده.با کسی دعوا نکن.به حرف پدر و مادر گوش بده که خدا دوستت داشته باشد... 

اما ما بزرگ شدیم زیبا شدیم و به بزرگی خود مغرور گشتیم.. برای اثبات خود دروغ ها گفتیم... نان خوردیم و نان بریدیم و به کسی ندادیم... همه را غریبه و دشمن انگاشتیم تا خود را ثابت کنیم. پدر و مادر که قدیمی شده بودند... حرفهایشان هم دیگر برایمان رنگی نداشت... ما در دنیای جدید خودمان به دنبال جدیدها رفتیم. و خدا فراموش شد.همه را انکار کردیم... کاش هنوز کودک بودیم.

  • پیمان پورجبار

نمیدانم چرا و به چه دلیل افراد یا گروه هایی در کانالهای مختلف اجتماعی در صدد خدشه دار کردن اسلام و سنت رسول الله (ص) هستند.من بر خود لازم دانستم تا این نوشته را در جواب ادعاها و اقدامات ایشان بنویسم.

عده ای با فکرهای نو و تکیه بر علوم مختلف خودشان دچار شبهه در مورد وجود خدای تعالی شده اند و دیگران راهم وادار به شبهه میکنند.با این دلیل که علم نمیتواند خدا را ثابت کند پس وجود خدا در حد احتمال است.من البته نمیخواهم وارد این بحث شوم چون به درازا میکشد و شاید نتیجه چندانی هم حاصل نشود اما به این اکتفا میکنم که اولا مخلوق ساخته ی خالق است پس ذهن و فکر او محدود است و خالق در ذهن مخلوق نمیگنجد.درثانی چه لزومی دارد که حتما با حواس پنج گانه ما حس شود؟ و ثالثا برای اثبات وجود خالق وجود نشانه ها کافیست چون علم هم تایید میکند که هر سازه بانظمی سازنده ای دارد.و در نهایت اینکه ما هنوز آنقدر بزرگ و باجلال نشده ایم که خداوند ظاهر شود و بگوید من خدا هستم.

در مورد اسلام هم باید بگویم که اگر قرار باشد انسان از هر چیزی به دنبال اشکال و ایراد باشد تا آن را رد کند بسیار موضوعاتی هستند که از نظر هر انسانی شاید مردود باشند.و یا حقیقتهایی که شاید عده ای آنها را قبول و عده ای رد کنند اما حقیقت باشد.اما کسانی که در مورد اسلام و سنت نبوی و قرآن کریم سعی در ایراد تراشی دارند هم باید بدانند که اولا مواردی که ایشان ذکر میکنند را کسانی طرح کرده اند که مقاصد شومی دارند و درثانی اگر ایرادی هم در نظریه ای دارند ابتدا باید آن را با اهل علم آن موضوع و دانشمندان آن مطرح کنند نه با چند همفکر نه چندان پیشرفته در آن موضوع.که البته فکر میکنم معترضان کمتر حوصله ای به خرج دهند تا حضوری یا غیابی پیگیر این مسائل باشند.(چون وارد کردن ایراد را برتر از فهمیدن حقیقت میدانند).گاهی با پیش کشیدن تاریخ ایران و حمله اعراب و گاهی با تکیه بر اطلاعاتی نامعلوم از روش و زندگی حضرت نبی اکرم (ص) بر دین اسلام میتازند.چون پرداختن به این بحث ها به درازا میکشد و آنطور که اشاره کردم احتمالا بی نتیجه خواهد بود (چون در نهایت هر فردی راهی را میرود که خود انتخاب میکند) من فقط به چند مورد اشاره میکنم و از آن نتیجه میگیرم.اول اینکه من که شخصا خودم دین اسلام را انتخاب کردم و به فرامین آن عمل میکنم هیچ بدی و نقص نه در فرامین آن و نه در افرادی که مثل من به این روش رسیده اند ندیدم.البته در جامعه همیشه ریاکارانی هستند که سعی در چنگ زدن به هر حسنات انسانی و مذهبی دارند تا به اهداف مادی خود برسند.منظور من پیروی از این افراد نیست.احادیث درست و واقعی و کتاب قرآن که هدایتگر بشر است را مدنظر قرار داده ام و پیروی اینها هستم.شکر خدا افرادی که با من مرتبط هستند هم تا جایی که میدانم از روش زندگی وکسب درآمد و کردار و گفتار و پندار من راضی هستند.وبا همه رابطه محبت و دوستی دارم.پس چه دلیلی دارد من از این راهی که آمده ام برگردم؟ کدام دوست میخواهد چه روش و نتیجه ای را به من هدیه دهد؟ (البته این تعاریف دلیل بر خودستایی من از خودم نباشد لکن چون مجبور به آوردن مثال شدم دیدم در جامعه کسی را بهتر از خودم نمیشناسم).من بحث در مورد اینکه اسلام چرا در فلان جا چیزی گفته که با عقل من جور در نمیآید را نابجا میدانم چون نه تنها در اسلام بلکه در همه مذاهب و علوم دیگر مسائل قابل بحث کم نیستند.پس اگر من بخواهم در مورد تک تک آنها تحقیق کنم یا باید زندگی ام را تعطیل کنم و یا به نظریه هر متفکر و دانشمند که در نهایت او هم مثل من یک انسان و مخلوق ناتوان هست اکتفا کنم.پس من زندگی و محبت و خدمت به دیگران را با سرلوحه الهی و افکار خودم انتخاب میکنم.قبول دارم که دشمنانی خرافات را وارد دین اسلام کرده اند اما من را با خرافات چه کار؟ وقتی میدانم با ارتباط با خداوند خودش راه را نشانم میدهد؟ وقتی میدانم که با دعا کردن و ارتباط قلبی با خداوند آرامش میگیرم چرا این کار را نکنم؟ آیا این هم خرافات است؟ اگر باشد هم من آن را انجام میدهم چون قائل به نتیجه هستم که به دست می آید.من هم معتقد هستم که دین اسلام را باید شاخ و برگ های اضافه اش را چید و به اصل آن رسید و با آن روش پیش رفت تا نتیجه حاصل شود.وگرنه اگر اصل را رها کنیم و مثلا بگوییم فلان حدیث یا آیه برای چیست و عمر را صرف آن کنیم و اگر نتیجه حاصل نشد اصل را مورد تردید قرار دهیم از انصاف نیست.مگر شما مثلا اگر نانی داشته باشید و در یک کوچه کسی دارد از گرسنگی میمیرد آیا قانونی شما را مکلف کرده که نان خود را به او بدهید؟پس اسلام بر پایه انسانیت و روشنی دل استوار است وخیلی جاها حق انتخاب داریم.حتی در مورد قبول خود اسلام.پس هیچ جای بحثی نمیماند. 

نکته دیگری که باید ذکر کنم این است که هر کس که تنها پیش قاضی برود راضی برمیگردد! انسانهای متفکر اگر در هر موردی به نظریه ای توجه میکنند باید به نظرات مخالف آن هم که توسط افراد متفکر و صاحب دانش بیان میشود توجه و دقت کنند.ضمن اینکه از نظر اخلاقی و سبک زندگی هم پیروان هر روش را مورد بررسی قرار دهند تا بفهمند چه کسی از چه روشی به چه نتیجه ای رسیده است.و به نظر من این امور باید توسط خود هر شخص مورد تحقیق قرار گیرد.وگرنه من اگر در مورد پخش کردن یک مطلبی (چه بسا بی پایه و اساس) در فضاهای مجازی و عمومی نقشی داشته باشم شاید در مسیر گمراه کردن عده زیادی قرار بگیرم.

مرحوم دکتر علی شریعتی گفته بود افسوس زمانی فرا میرسد که بی دینی نماد روشنفکری میشود.گویا الان آن زمان فرا رسیده است.خداوند عقل را قرار داد تا انسان در این زندگانی گذرا که حتی آغاز و پایان آن هم در حیطه علم انسان نیست او را بشناسد اما انسان به این عقل محدود خود غره شد و در پی نقض وجود خداوند گام نهاد.حتی در ممالک غربی هم متفکران بر این عقیده اند که آموزه های دینی باعث پیشرفت انسانیت است.بماند اینکه در کشور ما عده ای هستند که هم آسایش مادی را از مردم سلب کردند و هم با ریاکاری و فریب مردم دین را بد جلوه دادند.اینها هیچ وقت دین اسلام را درک نکردند و در آخرت نزد قاضی باید جوابگوی ظلم به زندگی و مذهب مردم باشند.

یادمان باشد پاکی همیشه در سرچشمه است نه در مسیر فاضلاب های مختلف.

بنده فانی:پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

اندیشمندی که مردم را به علت ندانستن و یا عدم داشتن آگاهی در زمینه ای (بنا به تشخیص خود ) ابله و احمق و بی شعور میداند دچار غرور شده است و قابل قبول نیست.

چرا که حتی خود او هم بارها در زندگی دچار اشتباه و عدم آگاهی نسبت به چیزهایی شده که شاید در نظر بقیه مردم بسیار تعجب برانگیز  و ساده مینمود.

توهین به انسانها به هر دلیل بخصوص به دلیل نداشتن آگاهی عملی زشت و مردود است.

  • پیمان پورجبار