نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

مشخصات بلاگ
نوای دوست...

این وبلاگی است غیر سیاسی که حاوی مطالبی در مورد خداشناسی است. همچنین نواهایی از موسیقی عرفانی و تنبور. مطالبی که در اینجا نوشته میشود حاصل مطالعات و نتیجه گیری های من میباشد و خواننده عزیز میتواند بجز احادیثی که از معصومین (ع) آورده ام را رد کند.

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

دین و خرافات

جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۴، ۰۳:۰۱ ب.ظ

انسان به طور کلی در اکثر موارد اغراق کردن را دوست دارد.دین هم از این موارد مستثنی نیست.خود را دور نگه داشتن از بعضی مسائل دلیل بر عدم وجود آنها نیست.هر کسی که به دنبال اسلام حقیقی باشد به ناچار با مسائل اغراق آمیز و خرافی هم مواجه میشود.بنده به موارد خیلی زیادی از این اغراق نمودن ها برخوردم که متوجه شدم متاسفانه خیلی افراد هم معتقد به این خرافاتند.با اینکه اصل این موارد هیچ ربطی با اسلام نداشت!در مورد ائمه معصومین (ع) بسیار داستانهایی خواندم و شنیدم که کاملا ساختگی و از روی خرافات محض بود.ارتباط ایشان با حیوانات مختلف و اعمال غیر طبیعی دیگر که اکثرا ساختگی و فاقد سند معتبر بودند.(جالب اینکه دین خیلی ها بسته به همین خرافات هست و در صورت مخالفت با ایشان شما را بی دین میپندارند!) البته که از این بزرگان کارهای خارق العاده و غیر طبیعی هم سر میزد (چنانکه حتی در زمانه ما هم بزرگانی با ریاضتهای الهی و غیر الهی به چنین کارهایی دست میزنند) اما به نظرم غیر عقلانی به نظر میرسد که به جای تبلیغ نمودن معصومیت ایشان تکیه کنیم بر اعمال غیر عادی ایشان و ... 

دوستان من: به این فکر نکنید که فلان امام چه مقامی دارد که مثلا با فلان حیوان حرف میزند بلکه عظمت ایشان را در "دروغ نگفتن" در یابید.بزرگی ایشان را در مقام الهی شان درک کنید.

به یاد سخنی از مولا علی (ع) افتادم که فرمود:دو طایفه به هلاکت میرسند یکی آنان که از ما عقب ماندند و دیگری آنان که از ما پیشی گرفتند... همراه بودن با انبیا و ائمه باید مد نظر باشد و آن هم چیزی نیست جز گردن نهادن به فرامین حضرت حق بدون چشم داشت مادی.نزاع کردن در مورد اینکه فلان روایت و داستان در مورد فلان امام حقیقت دارد یا نه چیزی به دیانت ما نمی افزاید.به یاد صحنه ای در یک فیلم افتادم که یک کشتی درحال غرق شدن بود و دو نفر از مسافران کشتی در حال تلاش برای نجات خود مشغول تند تند ورق زدن دیکشنری بودند برای یافتن معنی کلمه (نو اسموکینگ : سیگار کشیدن ممنوع) که روی درب یک اتاق بسته نصب بود!

دوستان من: موضوع اصلا این نیست که بعضی از ما با آن درگیریم.البته بعضی افراد بنده را فاقد ظرفیت لازم برای درک عرفانی ائمه (ع) میپندارند! اما برایم مهم نیست.مهم این است که با بحث در مورد بعضی باورهای خرافی جوانان به دو دسته تقسیم میشوند: یکی دیندارهای خرافه پرست و فاقد تشخیص عقلی که فقط چشم به دهان بعضی به اصطلاح "بزرگان" دارند و گروه دیگر نیمه معتقدانی که آن اعتقاد نیمه خود را هم با شنیدن این خرافات از دست داده و بطور کلی بی دین و دین زده میشوند.و این دو گروه مصداق همان کلام زیبای مولا علی (ع) است.

ائمه معصومین (ع) معلمان بزرگی بودند که بزرگی ایشان به مقام الهی شان است نه فلان کار عجیب و خارق العاده.بسیاری جوانان را دیده ام که به واسطه خرافاتی که بعضیها وارد دین اسلام و بخصوص تشیع کرده اند بنا به تشخیص عقلانی خود بی دین شده اند.

من نمیدانم این خرافات دینی از کجا سرچشمه گرفته اند شاید منبعش بازمیگردد به نفس اغراق دوست انسان اما دوستان به ولله دامن زدن به خرافه های بی سند و ساختگی همچون سنگ انداختن یک دیوانه به چاهی است که هزار عاقل نمیتوانند خارجش کنند.به این میگویند دوستی خاله خرسه.جوانان عزیز:هر چه که لازم داریم در قرآن وجود دارد.به خدا سوگند اگر به قرآن عمل کنیم به رستگاری میرسیم.که زندگی معصومین (ع) هم جز این نبود.متاسفانه نزد بعضی ها شناخت ائمه (ع) و پیمودن راه ایشان حتما باید از جاده خرافات عبور کند.شناختن معصومین (ع) با عمل به کلام ایشان و تحقیقی در زندگی و اعمال الهی ایشان میسر میشود.

خداوند بنده را هم  همراه دیگر بندگان خود از نیروی عقل سرشار و عاقبت همه را ختم به خیر کند انشاالله.

بنده خاکی فانی: پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

نظرات  (۲)

به نام خداوند رحمان
پیمان، برادرم، سلام
قبل از هر چیز یک خواهش دارم، لطفن کمی درشت‌تر بنویس و فکر ما پیر مردها را بکن.
آقا خیلی حرف دارم. خیلی خیلی حرف دارم
(من نمیدانم این خرافات دینی از کجا سرچشمه گرفته اند شاید منبعش باز می‌گردد)
ریشه تمام خرافات بر می‌گردد به قبل از اسلام، اگر بخواهم به نسبت اعلام کنم می‌شود گفت که 90درصد خرافات مربوط به قوم منحوس بنی‌اسرائیل است. اما قبل از آن هم این خرافات در آیین مهر پرستی، حتا در آیین بهی (تحریفات آیین بهی) در مسیحیت آن هم به شکل صد درصدی وجود دارد. یعنی به شکلی که شما نمی‌توانی یک مسیحی را پس از دوران حضور خود حضرت عیسی و صحابه‌اش پیدا کنی که در دینش بر حق باشد. اول آمدند تثلیث را در این دین جا انداختند (به واسطه یک یهود نجس که بحثش مفصل است) بعد کلیسای فاسد و هرزه پرست مسیحیت را بنا گذاردند که مجبور است عهد عتیق را قبول کند. یعنی رخنه‌گران نجس جهودی گفتند که عیسی پسر خداست (استغفرالله) بعد هم گفتند که عیسی (ع) تمام گفته‌های تورات را قبول دارد. حالا تورات که بماند... خدا می‌داند که از این تورات، از این بحر گناه و دروغ می‌شود ده‌ها فیلم شهوانی ساخت. پر از دروغ، سراسر دروغ، سراسر دروغ دغل... آنقدر که برای یافتن یک باب و آیه حقیقی بایست جان بکنی، ده‌ها سند را بالا و پایین کنی، کلی تحقیقات جدید و قدیم و.... از دوران‌های مختلف کنار هم بچینی، به اسناد تاریخی (که حالا تعداد زیادی از آنها هم جعلی هستند) رجوع کنی... خلاصه با کلی مکافات، یک دستور واقعی یک آیه واقعی از تورات پیدا کنی. حالا صفر لاویان که دیگر قیامت است... سرسام می‌گیری! واقعن سرسام می‌گیری!
چه می‌گفتم؟ به پیشوایان مسیحی وقت که همانا یهودیان خاصی بودند با مأموریت خاص‌تر گفتند بایست عهد عتیق را هم قبول کنید. یعنی اگر عهد عتیق را قبول نکنی مسیحی نیستی! حالا در این عهد عتیق اصلن ... بگذریم، نمی‌خواهم در این مورد که کلی خارج از بحث است صحبت کنم. اما موضوع این است برادر.
در کجای قران سفارش شده است برویم دنبال عرفان!؟ کجایش؟ من که ندیدم! با این حال سیر و سلوک معنوی را هم منکر نمی‌شوم. در قران دوازه بار از شیعه سخن گفته شده، دوازده بار از امام... این کد مخصوص شیعه است.
شیعه از آنجا که تا مدت‌ها فعالیت و دعوت خود را در سرزمین‌های مختلف پنهانی انجام می‌داد سفیران خود را داشت. سفیرانی که جهودان نجس نتوانستند به میان ایشان رخنه کنند. پس به خوبی توانست مبانی و اصول اعتقادی خود را محکم کند. هر چند که در این میان امثال جعفر کذاب را هم داشتیم و یا فرقی در میان شیعه به وجود آمد. اما در کلیت که امامت و ولایت و ظهور است مسئاله خاصی نداریم.
تا اینجای کار درست؟
رسیدیم تا جنگهای صلیبی، مشکل از اینجا شروع شد. از همین‌جا برادرم. دستگاه خرافه‌سازی جهود و مسیحیان به قول خودشان (شوالیه‌های معبد) کار خود را شروع کردند. این ماجرا ادامه دارد تا همین امروز.
در همین قزوین ما برادر. میان قزوین و زنجان جنگ بود. چون زنجان پر از بهایی‌بود. اصلن کار به جنگ واقعی کشید. هنوز در قزوین کسانی که تحقیق می‌کنند ماجرای کله بزی‌ها را به یاد دارند.
این را می‌خواهم بگویم برادر؛ موضوع تفرقه افکنی و به خود واداشتن مسلمانان و شیعیان است. به نحوی که ما گاهی مقام امام را فراموش می‌کنیم. آقا، حضرت ابراهیم تازه در 90 سالگی به امامت رسیدند. در نود سالگی برادر، آنهم در حالیکه ایشان قبلن لقب خلیل الله را گرفته بودند.
حرف از حضرت ابراهیم شد. بگذارید یک موضوع جالب را از رخنه و دغل یهود بگویم. در قرآن کریم ما آمده است که ذبیح الله کیست؟ حضرت اسمائیل... مسلمانان هم از تبار ایشان به حساب می‌آیند. حالا شما فکر می‌کنید که وهابیت چه کسی را قربانی معرفی می‌کند (جدیدن در کتابشان خواندم که اسحاق را ذبیح می‌دانند!) یعنی دقیقن آنچه که یهودیان می‌گویند! یعنی ادعا و دروغی که یهودیت با هزار پدرسوخته‌بازی وارد تورات کرد! جل‌الخالق!
پس امام کیست؟ امام کسی است که رتبه‌اش بالاتر از خلیل الله بودن است. یعنی پس از رسول الله بالاترین مقام، مقام امامت است. مگر در خود احادیث ما نیامده که حضرت مهدی (عج) با حضرت عیسی (ع) و حضرت خضر (ع) ظهور می‌کنند و ایشان از همراهان حضرت هستند. یعنی چه؟‌ یعنی که حضرت بر این دو پیامبر ولایت و امامت دارند. این امامت مقبول‌تر از آن است که بیاید با جانور سخن بگوید. این اراجیف را باید ریخت دور.
آقا، وقتیکه کسی به مقام امامت می‌رسد دیگر بحثش از این مسائل جداست. به خدا ناصواب است. نادرست است. کذب است. اصلن آمدیم و امامی در عصر خود فرمانی را بر جانوری صادر کردند... این که دلیل نمی‌شود ... یعنی آنقدر از این حرف‌ها عصبانی می‌شوم که رشته کلامم را گم می‌کنم و نمی‌توانم بنویسم. اصلن نباید در گیر این حرف‌ها شد.
حالا من سؤال دارم، آن کابالاییستی که می‌خواهد مقام امامت را با سخن گفتن با جانوران دست خوش بازی کند بیشتر مقام امامت را درک کرده یا آن شیعه که این سخن را نقل می‌کند و در موردش چانه می‌زند!؟
مگر با موسی کلیم الله چنینی نکردند؟ مگر با عیسی (ع) چنین نکردند؟ مگر قران به تفصیل در این مورد سخن نگفته است؟ تکلیف چیست؟ برویم و مثل وهابیون بازیچه دست کلیسای اوانجلیست بشویم؟ آخرش هم بگوییم که لواط حلال است و اگر دو مرد با هم مهر داشته باشند جایز است لواط کنند!؟
آخرش همین است برادرم، بخدا بازی کردن در زمین یهودیت آخرش همین می‌شود و به همین‌جا می‌رسد. در تاریخ ما حتا پاپ همجنس‌باز داشته‌ایم که متأسفانه نامش را فراموش کرده‌ام. تا دلتان بخواهد کاردینال لواط کار و زنا کار داریم. همه‌اش به خاطر این است که یهودیت نمی‌خواهد بپذیرد عهد را شکسته است. خداوند عیسی (ع) را بر ایشان فرستاد و ایشان او را نپذیرفتند. این قوم لعین تنها یک هدف دارند. این که خودشان را تنها قوم یکتا پرست و برگزیده بدانند. (این را فراموش نکنیم که قوم برگزیده ما شیعیان هستیم) الان هم این موضوع برایشان ثابت شده است. مصداقش همان فرمایش پیامبر است (ما همان قومی هستیم که بر سیاهی روی سپیدی ایمان آوردیم)
آقا، درست شد؟
تمام اینها دشمنی قوم یهود است. وهابیت را ساختند، گرفت و بهره‌اش را می‌برند، بهاییت شکست خورد و برای همین از هر در و هر جا وارد می‌شوند. در این مورد هم که خداوند فرموده است (شیطان از هر دری وارد می‌شود)
ببخش برادرم. خیلی سخن دارم اما اصلن فرصت ندارم. الان هم نوشته‌هایم را نگاه نکردم ببینم ویرایش لازم دارد یا نه. با این حال می‌دانم پراکنده گویی زیاد دارم. اما از آنجا که می‌دانم شما با تمام مبانی آشنایی دارید و مطالعاتتان جامع است فقط از هر دری به نکته‌ای اشارتی کردم.
حلالمان کنید برادر
برادرتان: یاور


پاسخ:
سلام به برادرم یاور جان.
بسیار زیبا و کامل نوشتید.البته این مطلب را بنده در مورد یک مطلب دیگر که یک دوستی در وبلاگش قرار داده بود در اینجا نوشتم.قوم یهود که نگویید برادرم حتی به شیطان بزرگ امریکا هم حکومت میکنند.اینها قومی نیستند که بتوان به آنها اعتماد کرد چون دشمنند.البته بنده قصد نداشته و ندارم که وارد مباحث سیاسی شوم چون از سیاست سر در نمی آورم.اما تا انسان این موجود متفکر و حق به جانب وجود دارد جنگ و حکومت و فریب هم وجود دارد.حقیر فقط قصد دارم به انسانها این مطلب را برسانم که نباید اجازه داد ذهنمان را تبدیل به خوابگاه انواع تفکرات من در آوردی کنند.بله مقام امامت بسیار بالاست.اما نباید برای اثبات این مقام دست به دامن داستانها بشویم.ترازوی سنجش دین انسانها هم فقط و فقط دست خداست.من هم با تحقیق به حقانیت و مظلومیت شیعیان رسیده ام.اما نباید از راه های نادرست به تایید شیعه دست زد.درست است که بعضی دوستان حتی لطفشان به بنده را از حد گذراندند و من را حتی به چشم دشمن اهلبیت (ع) دیدند اما عیبی ندارد. این هم نظر ایشان است که دعا میکنم خداوند ایشان را به حقیقت برساند.ولله اعلم بذات الصدور... 
برادرم پیمان، دوباره سلام
اصلن لذت می‌برم به برادری چون شما می‌گویم سلام
در این لحظه خدا را گواه می‌گیرم که می‌دانستم روی سخن شما با شخص سوم است و کاملن با درک این موضوع که شما دارید با شخص خاصی سخن می‌گویید کامنت قبل را گذاشتم.
مومنان نشانه‌هایی دارند که می‌شود آنها را شناخت و خدای را سوگند که مهرتان از همان نخستین کامنتی که برایم گذاشتید و با آن سخن حکیمانه و برادر گفتنتان به دلم نشست چون به سخنتان ایمان داشتید. شما را همان جا شناختم برادر.
حتا یک لحظه برادر، حتا یک لحظه فکر نکنید که در این موضوع شک دارم. بارها در نوشته‌های شما که همیشه با دقت می‌خوانم دیده‌ام که به این موضوعات اشاره کرده‌اید مثل (صرف شیعه بودن دلیل به بهشت رفتن نمی‌شود) و از این دست فرمایشات شما که کاملن هم صحیح است. بنده هم همیشه موافقت خود را با این سخنان اعلام کرده‌ام.
برادر شما: یاور
پاسخ:
دوباره سلام میکنم به شما برادر بزرگم.برای حقیر افتخار هست که در جامعه ایران افرادی روشن ضمیر چون شما وجود دارند.خدا شاهد است گاهی از خودم ناراحت میشوم که من چرا در مورد نقد سخنی یا عملی با شخصی درگیر فکری میشوم؟ البته به استناد به فرمایشات معصومین (ع) باید در جامعه دینی اینگونه بحث ها باشد.چون اسلام دینی پویا و زنده است.میدانید برادرم؟من به حقایقی از این دین مبین رسیده ام که با تحقیق و تفکر بسیار بدست آمده است.اگر جایی ببینم (خواسته یا ناخواسته)چیزی را دارند به اسلام میچسبانند ناراحت میشوم.البته بنده ادعای علم دینی یا غیر دینی ندارم.اصل نتایج من با تفکر بسیار همانگونه که قرآن به تفکر تاکید دارد بدست آمده است.من یک بچه پروفسور هم نیستم که برای همه چیز دنبال سند عقلی باشم.میدانم که گاهی در مسند عشق عقل مادی تعطیل میشود.اما فقط روی سخنم با آن دوست گرامی این بود که بهتر است در مورد معصومین (ع) از روایاتی که برای عامه قابل قبول تر هست استفاده کرد.نه روایات با سند ضعیف یا ساختگی.
در هرصورت ازشما برادرم هم تشکر میکنم.ما همه انسانیم و من به این نکته تاکید دارم که "بجز معصومین (ع) هیچ کس بدون عیب نیست". حتی بزرگان ما هم معایبی دارند که خود و خدایشان میدانند.پس همه باید خودسازی کنند و همه سخنان را باید با معیار عقل سنجید.
خداوند حفظتان کند و یاورتان باشد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی