نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

مشخصات بلاگ
نوای دوست...

این وبلاگی است غیر سیاسی که حاوی مطالبی در مورد خداشناسی است. همچنین نواهایی از موسیقی عرفانی و تنبور. مطالبی که در اینجا نوشته میشود حاصل مطالعات و نتیجه گیری های من میباشد و خواننده عزیز میتواند بجز احادیثی که از معصومین (ع) آورده ام را رد کند.

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

شبهات

شنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۰ ق.ظ

نمیدانم چرا و به چه دلیل افراد یا گروه هایی در کانالهای مختلف اجتماعی در صدد خدشه دار کردن اسلام و سنت رسول الله (ص) هستند.من بر خود لازم دانستم تا این نوشته را در جواب ادعاها و اقدامات ایشان بنویسم.

عده ای با فکرهای نو و تکیه بر علوم مختلف خودشان دچار شبهه در مورد وجود خدای تعالی شده اند و دیگران راهم وادار به شبهه میکنند.با این دلیل که علم نمیتواند خدا را ثابت کند پس وجود خدا در حد احتمال است.من البته نمیخواهم وارد این بحث شوم چون به درازا میکشد و شاید نتیجه چندانی هم حاصل نشود اما به این اکتفا میکنم که اولا مخلوق ساخته ی خالق است پس ذهن و فکر او محدود است و خالق در ذهن مخلوق نمیگنجد.درثانی چه لزومی دارد که حتما با حواس پنج گانه ما حس شود؟ و ثالثا برای اثبات وجود خالق وجود نشانه ها کافیست چون علم هم تایید میکند که هر سازه بانظمی سازنده ای دارد.و در نهایت اینکه ما هنوز آنقدر بزرگ و باجلال نشده ایم که خداوند ظاهر شود و بگوید من خدا هستم.

در مورد اسلام هم باید بگویم که اگر قرار باشد انسان از هر چیزی به دنبال اشکال و ایراد باشد تا آن را رد کند بسیار موضوعاتی هستند که از نظر هر انسانی شاید مردود باشند.و یا حقیقتهایی که شاید عده ای آنها را قبول و عده ای رد کنند اما حقیقت باشد.اما کسانی که در مورد اسلام و سنت نبوی و قرآن کریم سعی در ایراد تراشی دارند هم باید بدانند که اولا مواردی که ایشان ذکر میکنند را کسانی طرح کرده اند که مقاصد شومی دارند و درثانی اگر ایرادی هم در نظریه ای دارند ابتدا باید آن را با اهل علم آن موضوع و دانشمندان آن مطرح کنند نه با چند همفکر نه چندان پیشرفته در آن موضوع.که البته فکر میکنم معترضان کمتر حوصله ای به خرج دهند تا حضوری یا غیابی پیگیر این مسائل باشند.(چون وارد کردن ایراد را برتر از فهمیدن حقیقت میدانند).گاهی با پیش کشیدن تاریخ ایران و حمله اعراب و گاهی با تکیه بر اطلاعاتی نامعلوم از روش و زندگی حضرت نبی اکرم (ص) بر دین اسلام میتازند.چون پرداختن به این بحث ها به درازا میکشد و آنطور که اشاره کردم احتمالا بی نتیجه خواهد بود (چون در نهایت هر فردی راهی را میرود که خود انتخاب میکند) من فقط به چند مورد اشاره میکنم و از آن نتیجه میگیرم.اول اینکه من که شخصا خودم دین اسلام را انتخاب کردم و به فرامین آن عمل میکنم هیچ بدی و نقص نه در فرامین آن و نه در افرادی که مثل من به این روش رسیده اند ندیدم.البته در جامعه همیشه ریاکارانی هستند که سعی در چنگ زدن به هر حسنات انسانی و مذهبی دارند تا به اهداف مادی خود برسند.منظور من پیروی از این افراد نیست.احادیث درست و واقعی و کتاب قرآن که هدایتگر بشر است را مدنظر قرار داده ام و پیروی اینها هستم.شکر خدا افرادی که با من مرتبط هستند هم تا جایی که میدانم از روش زندگی وکسب درآمد و کردار و گفتار و پندار من راضی هستند.وبا همه رابطه محبت و دوستی دارم.پس چه دلیلی دارد من از این راهی که آمده ام برگردم؟ کدام دوست میخواهد چه روش و نتیجه ای را به من هدیه دهد؟ (البته این تعاریف دلیل بر خودستایی من از خودم نباشد لکن چون مجبور به آوردن مثال شدم دیدم در جامعه کسی را بهتر از خودم نمیشناسم).من بحث در مورد اینکه اسلام چرا در فلان جا چیزی گفته که با عقل من جور در نمیآید را نابجا میدانم چون نه تنها در اسلام بلکه در همه مذاهب و علوم دیگر مسائل قابل بحث کم نیستند.پس اگر من بخواهم در مورد تک تک آنها تحقیق کنم یا باید زندگی ام را تعطیل کنم و یا به نظریه هر متفکر و دانشمند که در نهایت او هم مثل من یک انسان و مخلوق ناتوان هست اکتفا کنم.پس من زندگی و محبت و خدمت به دیگران را با سرلوحه الهی و افکار خودم انتخاب میکنم.قبول دارم که دشمنانی خرافات را وارد دین اسلام کرده اند اما من را با خرافات چه کار؟ وقتی میدانم با ارتباط با خداوند خودش راه را نشانم میدهد؟ وقتی میدانم که با دعا کردن و ارتباط قلبی با خداوند آرامش میگیرم چرا این کار را نکنم؟ آیا این هم خرافات است؟ اگر باشد هم من آن را انجام میدهم چون قائل به نتیجه هستم که به دست می آید.من هم معتقد هستم که دین اسلام را باید شاخ و برگ های اضافه اش را چید و به اصل آن رسید و با آن روش پیش رفت تا نتیجه حاصل شود.وگرنه اگر اصل را رها کنیم و مثلا بگوییم فلان حدیث یا آیه برای چیست و عمر را صرف آن کنیم و اگر نتیجه حاصل نشد اصل را مورد تردید قرار دهیم از انصاف نیست.مگر شما مثلا اگر نانی داشته باشید و در یک کوچه کسی دارد از گرسنگی میمیرد آیا قانونی شما را مکلف کرده که نان خود را به او بدهید؟پس اسلام بر پایه انسانیت و روشنی دل استوار است وخیلی جاها حق انتخاب داریم.حتی در مورد قبول خود اسلام.پس هیچ جای بحثی نمیماند. 

نکته دیگری که باید ذکر کنم این است که هر کس که تنها پیش قاضی برود راضی برمیگردد! انسانهای متفکر اگر در هر موردی به نظریه ای توجه میکنند باید به نظرات مخالف آن هم که توسط افراد متفکر و صاحب دانش بیان میشود توجه و دقت کنند.ضمن اینکه از نظر اخلاقی و سبک زندگی هم پیروان هر روش را مورد بررسی قرار دهند تا بفهمند چه کسی از چه روشی به چه نتیجه ای رسیده است.و به نظر من این امور باید توسط خود هر شخص مورد تحقیق قرار گیرد.وگرنه من اگر در مورد پخش کردن یک مطلبی (چه بسا بی پایه و اساس) در فضاهای مجازی و عمومی نقشی داشته باشم شاید در مسیر گمراه کردن عده زیادی قرار بگیرم.

مرحوم دکتر علی شریعتی گفته بود افسوس زمانی فرا میرسد که بی دینی نماد روشنفکری میشود.گویا الان آن زمان فرا رسیده است.خداوند عقل را قرار داد تا انسان در این زندگانی گذرا که حتی آغاز و پایان آن هم در حیطه علم انسان نیست او را بشناسد اما انسان به این عقل محدود خود غره شد و در پی نقض وجود خداوند گام نهاد.حتی در ممالک غربی هم متفکران بر این عقیده اند که آموزه های دینی باعث پیشرفت انسانیت است.بماند اینکه در کشور ما عده ای هستند که هم آسایش مادی را از مردم سلب کردند و هم با ریاکاری و فریب مردم دین را بد جلوه دادند.اینها هیچ وقت دین اسلام را درک نکردند و در آخرت نزد قاضی باید جوابگوی ظلم به زندگی و مذهب مردم باشند.

یادمان باشد پاکی همیشه در سرچشمه است نه در مسیر فاضلاب های مختلف.

بنده فانی:پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی