نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

نوای دوست...

پیمان پورجبار با ترانه ها و دل نوشته های عرفانی

مشخصات بلاگ
نوای دوست...

این وبلاگی است غیر سیاسی که حاوی مطالبی در مورد خداشناسی است. همچنین نواهایی از موسیقی عرفانی و تنبور. مطالبی که در اینجا نوشته میشود حاصل مطالعات و نتیجه گیری های من میباشد و خواننده عزیز میتواند بجز احادیثی که از معصومین (ع) آورده ام را رد کند.

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
نویسندگان

۱۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

آقا اعتقاد و عرفان کلاس و درس نمیخواد؟ خودتان مقایسه کنید.میتوانید تا این درجه مخلص شوید؟

  • پیمان پورجبار

شیخ ابوسعید ابوالخیر رحمه الله علیه که از بزرگان مشایخ است میفرماید: "التصوف ترک التکلف". تورا بدتر از تویی تو نیست.چون به خویشتن مشغول گشتی از خدا بازمانی. چنانکه حضرت رسول الله (ص) فرمود: "اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک" یعنی : دشمن ترین دشمن تو نفس توست که در طرفین توست. همچنین در حدیثی قدسی آمده است وقتی سوال شد:"کیف الطریق الیک؟" یعنی "راه بسوی تو کدام است؟ جواب آمد:"دع نفسک و تعال". یعنی:نفس خود را رها کن و بیا.

یک قدم بر سر وجود بنه   ***   وان دگر بر در ودود بنه 

همچنین از شیخ ابوسعید پرسیدند که صوفی کیست؟ گفت:آنچه در سر داری بنهی و آنچه در کف داری بدهی و آنچه برتو آید نرنجی.و نیز فرمود که این نکته را بر ناخنی هم میتوان نوشت: اذبح النفس و الا فلا تشغل بترهات الصوفیه" یعنی : نفس را ذبح کن در غیر اینصورت خود را به یاوه های صوفیه مشغول نساز.

  • پیمان پورجبار

حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند:کودکان را به پنج دلیل دوست دارم

1-گریه میکنند و گریه کلید بهشت است

2-قهر میکنند اما زود آشتی میکنند چون دلی بی کینه دارند

3-چیزی را که درست میکنند زود خراب میکنند چون دلبستگی به دنیا ندارند

4-با خاک بازی میکنند چون غرور ندارند

5-هرچه دارند میخورند و برای فردا ذخیره نمیکنند چون غم فردا ندارند

(اصول کافی)

  • پیمان پورجبار
به نظر من انسانها به چند گروه تقسیم میشوند: آدم - انسان - مسلمان - مومن. همه آدم به دنیا آمدیم اما بعضی به درجه حیوانی نزول میکنند. انسان بودن چیزیست که باید ثابتش کنیم! مسلمان انسانی است والامقام نزد خدا و انسان. و مومن حقیقی دوست و همنشین خود خداست.
  • پیمان پورجبار
ای انسان قدر خودت را بدان.خداوند دستور داد همه فرشتگان به مقام انسان سجده کنند آنوقت ما حاضر نیستیم به خدا سجده کنیم. ما انصاف داریم?
  • پیمان پورجبار
طبق احادیث صحیح بین شیعه و سنی از حضرت محمد (ص) فرق بین کفر و ایمان ترک نماز است. و با مطالعه و تحقیق در سراسر قرآن درمی یابیم که کفر گناهی نابخشودنیست. آیا ما از این اشارات مستثنی هستیم?
  • پیمان پورجبار

در دایره وجود موجود علیست 

اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست 

گر خانه اعتقاد ویران نشدی 

من فا ش بگفتمی که معبود علیست 

  • پیمان پورجبار

وقتی که با عشق به من نگاه کردی عمق نگاهت تا ته قلبم رفت افکارم را شکافت و فکرم را به اعلا برد..

 با خودم گفتم آیا من ارزش این عشق را دارم؟ یک لحظه دلم برایت سوخت.. شاید از نگاهم چیزی نفهمیدی جز یک محبت گنگ ... اما عشق زود گذر تو در دنیایی زودگذر به موجودی فانی فکر من را به خود مشغول کرد...

من باز لبخند زدم و رفتم...

  • پیمان پورجبار


توضیحات: شعر از شیخ بهایی
دریافت
حجم: 5.57 مگابایت

  • پیمان پورجبار

دریافت
حجم: 4.42 مگابایت
توضیحات: شعر از میرزا حبیب خراسانی
 

  • پیمان پورجبار

شاید از این کمترین آنچنان بر نیاید که در مورد شاه مردان سخن بگویم.لکن حقایقی را در اینجا بیان میکنم باشد که مورد استفاده شما و رضای حق قرار گیرد.

ابتدا این موضوع را متذکر میشوم که چرا شیعیان آنقدر از مولا امیرالمومنین (ع) تعریف و تمجید میکنند که شاید در نظر اهل سنت به نوعی کم توجهی به حضرت رسول اکرم (ص) را در خاطر بیاورد.پیامبر اسلام جایگاهی خاص دارد که همه فرقه های اسلامی - بدون در نظر گرفتن حقانیت آنها - به ایشان احترام خاصی به عنوان فرستاده خداوند قائلند. حتی پیروان ادیان دیگر نیز به رسول الله (ص) احترام میگذارند.اگر در تاریخ شروع رسالت پیامبر (ص) نظری بیاندازیم به راحتی متوجه نقش فداکارانه مولا علی (ع) در همه عرصه ها میشویم. موضوع احترام - به اصطلاح - بیش ازحد به مولا علی (ع) برمیگردد به اینکه ایشان از همان ابتدا بلافاصله بعد از رحلت رسول الله (ص) مورد ظلم واقع شدند و هنگامی که مشغول کفن و دفن پیامبر (ص) بودند اصحاب دیگر مشغول تعیین جانشین برای پیامبر (ص) بودند اینجا ابتدا یک سئوال پیش می آید: آیا عقل رسول الله (ص) به اندازه اصحاب خود نبود که به اذن خداوند برای آینده مسلمین خلیفه تعیین کنند؟ یا اینکه تعیین خلیفه و ریاست مهمتر از دفن پیامبر (ص)بود؟!

با مطالعه در تاریخ میفهمیم که مولا (ع) حتی در هنگام زندگی پیامبر (ص) هم مورد طعنه و هدف ظلم ظالمان قرار میگرفت لکن به جهت حمایت و نظر حضرت رسول (ص) به ایشان فتنه ها میخوابید و هدف اصلی که پایه ریزی دین اسلام بود دنبال میشد. مولا علی (ع) همیشه با همه جان مدافع و فدایی رسول خدا بود و در وظایف همیشه سخت ترین را انتخاب میکرد.بارها جان خود را در کفه اخلاص تقدیم به حضرت رسول (ص) فرمود. چه بگویم که زندگی ایشان در وصف با کلمات در نمی آید.

در جنگها چون شیر و در مقابل فرزندان خردسال یتیم همبازی ایشان و گاهی مرکب ایشان میشدند.حق را میگفتند و در این راه کوچکترین شکی نمیکردند.در جنگها به قول خودشان سر خود را به خدا میسپردند و شمشیر میزدند. رافت و گذشت ایشان با مردم بسیارو سختگیری که به نفس خود میکردند واقعا طاقت فرسا بود. ایشان فانی فی الله بودند.متاسفانه در زمانه ما جوانان گاهی الگوهای دینی نامناسبی برای خود انتخاب میکنند.الگوی دینی ما باید کسی باشد که در آفتاب داغ ظهر کوفه شمشیر به کمر کوچه گرد شهریست که شاید حقی در آن ناحق شده باشد و به واسطه او اصلاح صورت گیرد.امام علی (ع) امام بود.چه خلفا میخواستند یا نمیخواستند.بارها جهت رفع مشکلات به ایشان مراجعه میکردند.مولا علی (ع) از هر جهت کامل بودند.به ایشان مظهرالعجایب میگویند.نمیخواهم اغراق کنم لکن طبق حدیثی قدسی اگر انسان خود را همه جانبه وقف الله تعالی کند خداوند به او قدرتهای الهی اعطا میکند و فردی خداگونه میشود.چنانچه با کمی تحقیق حتی در زمانه خودمان به چندی از این افراد برمیخوریم.با اینکه به قول عرفا و استادان اینک درها بسته شده و خداوند فقط عاشق واقعی را میپذیرد.لکن زمانه ما زمانه عاشق پرور نیست.علی (ع) که از سابقین بودند و جای خود دارند.

اما او مرد زر و زور نبود.علی (ع) درویش بود.البته اینجا متذکر شوم که در روزگار ایشان هم گروهی افراطی با اسکان در مسجد و پوشیدن لباس پشمی و ترک دنیا مشغول عبادت بوذند که به فرمان پیامبر (ص) مولا علی (ع) ایشان را از مسجد بیرون راندند.علی (ع) درویش بود.اما چه درویشی؟ سخت کوش و فداکار به دست می آورد و مثل باران میبخشید. بعد از پیامبر (ص) فدک را از فاطمه (س) گرفتند.سندش را پاره کردند با این بهانه که: انبیا از خود ارثی نمیگذارند... گویا فاطمه (س) میخواست با سرزمین فدک برای خودش مال دنیا و زر و زیور و مقام کسب کند! کدام فاطمه (س)؟ همان که در روز عروسیش لباس نوی خود را به مسکین بخشید و خود کهنه پوشید؟ همان فاطمه که زیور آلات حلال شخص خودش را به پدر داد تا بین فقرا تقسیم شود؟ همان فاطمه که پیامبر (ص) دست و سینه و پیشانی او را بوسه میزد؟ (اعمال و عقاید و افکار او را تایید میکرد ) همان فاطمه که پابه پای علی (ع) برای علی (ع) آینه تمام نمای خداوند بود؟ همان که ام ابیها بود؟ همان که تبلور حجاب و عفت و پاکدامنی بود؟ همان که سه روز متوالی روزه بدون افطار را برای رضای خداوند با شوهر و فرزندانش تحمل کرده بود؟ همان مادر حسن شهید؟ حسین شهید؟ زینب ام المصائب؟ (الا لعنت الله علی القوم الظالمین من الاولین الی الآخرین..).

فدک را گرفتند و علی (ع) برای تامین مخارج خانه مشغول به کار در نخلستانها شد.و به جای دادن قلم به دست کسی که عقل و درایت کامل بود گلنگ به دستش دادند تا کارگری کند.و علی (ع) نخلستانها آباد کرد و وقف فقرا نمود.علی (ع) کسی بود که از نسلش ائمه معصوم دیگر به وجود آمدند و همه با شهادت از دنیا رفتند.علی (ع) به قاتل خود هم کمک کرده بود و سفارش نمود عدالت در مورد او هم رعایت شود.مولا (ع) در محراب عبادت به معشوق پیوست و رستگار شد.

در وصف ایشان زبان انسانی ما کوتاه میباشد.قلب باید تا مولا را دریابد.و ادامه نسل معصومین از یک چنین وجودی برمی آید.این کلام را در اینجا کوتاه میکنم با بیان دلایلی که شیعیان چرا به مولا علی (ع) ارادت خاصی دارند.لکن حضرت رسول اکرم (ص) در درجه ای قرار دارند که هرکسی را یارای زیارت ایشان نیست.وکلهم نور...

به امید روزی که هر انسانی جهل و نادانی را که بزرگترین دشمن بشریت است در درون خود نابود کند.مطالب بسیار به اختصار بیان شد امیدوارم خسته کننده نبوده باشد.از ابراز نظر دوستان خوشحال میشوم.

بنده فانی: پیمان پورجبار

  • پیمان پورجبار


عنوان: ترانه ای در وصف مولا علی ع
حجم: 3.72 مگابایت
توضیحات: شعر از دیوان عراقی
 


دریافت

  • پیمان پورجبار

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ 

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ 

دانی که پس از عمر چه ماند باقی؟

مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

  • پیمان پورجبار

 عزیز من

حقیقت عرفان در ابتدا غم و در انتها شادیست.غم برای چه؟ برای اینکه غمگین میشوی که در این دنیا بقول مولا علی (ع) برای هر شادی ناکامی کمین کرده است.برای هر چیزیکه به دست می آوری پوچی و فنا وجود دارد. بقول مولا هر چیز قابل شمارش فنا شدنی هست.غمگینی که چرا ناگهان مرگ به سراغ عزیزانت آمد؟ چرا امروز سالم و سرحال بودی و فردا مریض و بیمار؟ چرا میدوی و نمیرسی؟ چرا مال و اموالت از دست رفت؟ اصلا نه از خودت بلکه دیگران را میبینی با انواع سبکهای زندگی.چرا کودکی غرق در خوشبختی و سلامت و پول در آغوش پدر و مادر سرگرم انواع خوشگذرانیها و در گوشه دیگری از جهان یتیمی هم سن و سال همان کودک در عین مریضی و فلاکت مجبور به کار کردن برای گذران روزهای سخت کودکی که شاید در ذهن معصوم و کودکانه اش پایانی برای آن نیست؟...

تنها اینها نیست.تو دوست عزیزم روزها با اینگونه افکار خودت را مشغول کردی.. اما چون به نتیجه نرسیدی بیخیال شدی و گفتی حتما حکمتی داره.درسته.حکمتش حد اقل این است که به انسان فهمانده شود ای بشر عقل تو کوچکتر از آن است که بخواهی برای هر اتفاق و هر زندگی در جهان معادلاتی قائل شوی. واین شاید بهترین حکمتش باشد.

اما همین که گفتم این ابتدای راه شناخت خداوند و عرفان حقیقیست.قرآن بارها و بارها به مومنان سفارش به تفکر کرده است.و این چیزیست که اگر من نه بلکه بالاترین استاد و به اصطلاح پیر عرفان به تو بگوید به آن نمیرسی مگر اینکه از گذرگاه تفکر عبور کنی.حضرت محمد مصطفی (ص) روزها و شبها در غار حرا به چه مشغول بود؟ به تفکر.آنهم چه تفکری؟ تکاپویی در راه رسیدن به اصل حقیقت.من در کتابی موثق میخواندم حضرت محمد (ص) همیشه حتی در اوقات فراغتش هم در فکر بودند.حقیقت محض همان است که خداوند در قرآن فرموده. وآن این است که مومن واقعی دچار نا امیدی و ناراحتی و غم نمیشود.بله چون میداند خداوندی وجود دارد که همه امور در دست اوست.و این همان رضا به قضا و قدر الهی است.و همان است که پیران این طریقت فرموده اند: الخیر فی ما وقع یعنی به اصطلاح فارسی خودمان هرچه پیش آید خوش آید.

پس خوش باش و غم مخور که هر چیزی به دست اوست..و در ماورای این دنیای فانی آن چیزی وجود دارد که ما اگر میدانستیم هر آن آرزوی سفری آخر به سوی حیات ابدی میکردیم . البته به شرط اینکه به قول امام حسین (ع) رضای خلق را به قیمت خشم الهی نخریده باشیم.در مورد قضا و قدر در آینده مطالبی میگذارم تا مفاهیم روشنتر شود.

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت         هرکه شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

الهی به حق خوبانت من را از جهل و خودخواهی نجات بده و به من آنچه خودت از کرم بی پایانت سزاوارم میدانی عطا کن.خداوندا قبل از دادن نعمت به من لیاقت داشتنش را عطا کن.آمین یا ارحم الراحمین.

بنده فانی پیمان پورجبار  

  • پیمان پورجبار